آنجا که تویی، یک دل دیوانه نبینی،تا گرید و گریاند از آن گریه، تو را هم/ اینجا که منم، عشق به سرحد کمالست...صبر است و سلوکست و سکوتست و رضا هم
پروفایل
مــــــن!دخـــتــــری از جنس بـــــــهــار...!!
به اهنگِ زندگیِ بی قانونِ مجازیِ من خوش امدید... :)
.........
الـــهـــے! نه من آنم که ز فـــیــــض نگهت چشم بپوشم،نه تو آنی که گدا را ننوازی به نـــگـــاهے.در اگر باز نگردد نروم باز به جایی،پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی.! کس به غــــــیر از تـــــووو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی، باز کن در که جز این خانه مرا نــــیـــست پناهے....!
ادامه...
سلام و عرض ادب
در این شعر شاعر می گوید: عقل هم نظیر علم است. یا انسان باید دیوانه کامل باشد و یا عاقل کامل. نیمه عاقل و نیمه دیوانه؛ از دیوانه کامل ضررش بیشتر است. افراد؛ نیرنگباز و خدعه کار در جامعه، معمولا همین انسانهای «نیمه» هستند، یعنی آنها که نیمه زرنگی دارند و تمام زرنگی ندارند. قرآن این منافق ها را جاهل مرکب می داند و می گوید اینها نمی دانند و خیال می کنند می دانند شعور ندارند و می پندارند شعور دارند.
بوعلی سینا در کتاب اشارات جمله ای دارد که می گوید: «ایاک و فطانة بتراء» بترس از زرنگی ابتر؛ یعنی از زرنگی ناقص و نیمه زرنگی؛ منظور این است که انسان خوب است یا ساده باشد و یا عاقل و فهمیده کامل. آدمهای ساده خودشان هم معمولا می فهمند که ساده هستند ولی افراد نیم زرنگ که در بعضی موارد زرنگ هستند، خیال می کنند خیلی زرنگ هستند و همواره کارهای خود را خردمندانه می دانند اینگونه افراد، احمق ترین مردم و گرفتارترین آنها هستند.
غزالی جمله دیگری دارد که می گوید: همه چیز وجود ناقصش از عدم محض بهتر است، جز علم و دانش! یعنی مثلا سلامتی و یا مال و ثروت؛ اگر انسان هر مقداری داشته داشته باشد از آنکه هیچ نداشته باشد بهتر است ولی علم و دانش اینگونه نیست، انسان کم سواد از بیسواد بدتر است؛ چون خیال می کند خیلی باسواد است و هیچگاه دنبال تکمیل آن نمی رود. این بیت گویا از سنایی است که می گوید:
رنجش هر کسی ز یک چیز است /رنجش من ز نیم دیوانه است
ما دو جور جهل داریم: جهل بسیط و جهل مرکب. جهل بسیط آن است که انسان چیزی را نمی داند ولی خودش هم می داند که نمی داند، اینگونه جهل زود برطرف می شود، زیرا وقتی انسان چیزی را نداند و بداند که نمی داند در مقام دانایی آن برمی آید و یا لااقل به حرف دیگران گوش می دهد که اگر حقیقت است بپذیرد، بالاخره این جهل خیلی خطر ندارد. ولی جهل مرکب آن است که انسان نمی داند، ولی نمی داند که نمی داند، اینگونه جهل، علاج ناپذیر است، چون غرور نمی گذارد جهل برطرف شود، چنانکه اغلب مدعیان روشنفکری این چنین اند و به دلیل اینکه هیچ نمی فهمند، این ادعا را دارند!
روده درازی شد روزتان پر از یاد خدا ودلتان دلگرم خدا باد.برقرار باشید و مستدام
سلام کاملا درسته من با شما موافقم اما فکر میکنم این شعر بیشتر جنبه عاشقی داره تا بررسی عقل و دیوانگی و ناقص بودن،نمیدونم......... امیدوارم ک هعمه کامل بشن
ممنونم از حضورتون
خواهش میکنم
چقدر خوب بود این شعر
مرسی لطف داری
سلام و عرض ادب
روزتان پر از یاد خدا ودلتان دلگرم خدا باد.برقرار باشید و مستدام
در این شعر شاعر می گوید: عقل هم نظیر علم است. یا انسان باید دیوانه کامل باشد و یا عاقل کامل. نیمه عاقل و نیمه دیوانه؛ از دیوانه کامل ضررش بیشتر است. افراد؛ نیرنگباز و خدعه کار در جامعه، معمولا همین انسانهای «نیمه» هستند، یعنی آنها که نیمه زرنگی دارند و تمام زرنگی ندارند. قرآن این منافق ها را جاهل مرکب می داند و می گوید اینها نمی دانند و خیال می کنند می دانند شعور ندارند و می پندارند شعور دارند.
بوعلی سینا در کتاب اشارات جمله ای دارد که می گوید: «ایاک و فطانة بتراء» بترس از زرنگی ابتر؛ یعنی از زرنگی ناقص و نیمه زرنگی؛ منظور این است که انسان خوب است یا ساده باشد و یا عاقل و فهمیده کامل. آدمهای ساده خودشان هم معمولا می فهمند که ساده هستند ولی افراد نیم زرنگ که در بعضی موارد زرنگ هستند، خیال می کنند خیلی زرنگ هستند و همواره کارهای خود را خردمندانه می دانند اینگونه افراد، احمق ترین مردم و گرفتارترین آنها هستند.
غزالی جمله دیگری دارد که می گوید: همه چیز وجود ناقصش از عدم محض بهتر است، جز علم و دانش! یعنی مثلا سلامتی و یا مال و ثروت؛ اگر انسان هر مقداری داشته داشته باشد از آنکه هیچ نداشته باشد بهتر است ولی علم و دانش اینگونه نیست، انسان کم سواد از بیسواد بدتر است؛ چون خیال می کند خیلی باسواد است و هیچگاه دنبال تکمیل آن نمی رود. این بیت گویا از سنایی است که می گوید:
رنجش هر کسی ز یک چیز است /رنجش من ز نیم دیوانه است
ما دو جور جهل داریم: جهل بسیط و جهل مرکب. جهل بسیط آن است که انسان چیزی را نمی داند ولی خودش هم می داند که نمی داند، اینگونه جهل زود برطرف می شود، زیرا وقتی انسان چیزی را نداند و بداند که نمی داند در مقام دانایی آن برمی آید و یا لااقل به حرف دیگران گوش می دهد که اگر حقیقت است بپذیرد، بالاخره این جهل خیلی خطر ندارد. ولی جهل مرکب آن است که انسان نمی داند، ولی نمی داند که نمی داند، اینگونه جهل، علاج ناپذیر است، چون غرور نمی گذارد جهل برطرف شود، چنانکه اغلب مدعیان روشنفکری این چنین اند و به دلیل اینکه هیچ نمی فهمند، این ادعا را دارند!
روده درازی شد
سلام کاملا درسته من با شما موافقم
اما فکر میکنم این شعر بیشتر جنبه عاشقی داره تا بررسی عقل و دیوانگی و ناقص بودن،نمیدونم.........
امیدوارم ک هعمه کامل بشن
عالی بود لااااایک
مرسی
سلام
نیمه دیونه !! نیمه عاقل !!
من که سوادم انقده نیست که چیزی متوجه شم !
ولی حتما" قشنگه ؛ که دوستان ازش تعریف کردند !!
برقرار باشید به امید دیدار
سلام
ولی من فکر میکنم سوادتون خیلی بالاست شکست نفسی میکنید!
عالیه
مرسی همچنین
هوممم خیلی خوب بود
لارتن میگه طنز بودن به موجی از دیوانگی نیاز داره
پس دیوانه باش تا بتوانی عاقلیت را در دل دیگران بکاری
عالی میگه لارتن

مررررسی
اسمش هست عاشقی.
شاید همینه




قلبونت بشم ..خعلی مرسی ..تو آبجی کوچیکه خودمی
مراقب مهربونیات بااش گلی
خیلی زیاد آی لاویو
من بنده ناشکری نیستم آ...همیشه میگم خداروشکر ب غر زدنام نگاه نکن
عزیزم....چشم






I love u toooooo
خیلی خوجل بود
من ی دیوونه م حیفه ک عاقل شم
واقعا حیفه!
همه دیوونناااا!!!خخخخ
شوخی کردم
آره ه ه بخدا همینطوره
عشق فاطمه گلی من یکی رو که دیوونه کرده ه ه
خدایا منو به عشقم برسون،خدایا یه کم سریعتر لطفا
خدایا مریم رو هم عاقبت بخیر کن
هههه
ایشالله
دعای قشنگی بود مرسی